Archive for the ‘شعر’ Category

اولین شعرم

می 16, 2007



این اولین شعرمه.. زیاد حرفه ای نیستم… مونده تا از آماتوری در بیام…

پشه کوره، در نور می خفتد
تمساح در گِل می خزد
نوشابه، هاها می زند
مرگ، عور می کند
عشق می فشرد شیره ای
و سپس آتش
و دیگر هیچ…

قلعه ها خاک می شوند
کوه ها دره
و دره ها موات…

نشیمن گاه موریانه می ریزد
ابر تا نا کجای احساس می تازد…

براستی..
خواب اقاقی را چگونه باور کنیم؟
زمانی که
رستنگاه صلوه علی الذکر و والتقوا
لجن زار کتیرا می گردد
کنار میز نواری خالیست
نواری از جنس تهی
گوش می سپارم
تا افق، کوچکِ کاهگلی را
می نگرم

شیشه ها دلخور و عبوس
می ترسند

آری میان خیانت یکی را بباید دید
خائن یا مخئِن
همه سراسر هراس
همه تیر و فشنگ
همه مشک و ترازو

پس عدالت کجاست؟
مروت در کدام چاه زنجیر شده؟
کاش پشه ها بیشتر نیش زنند..!

خودم.! اردیبهشت 86